سانسور زبانی، تقابل قدرت رسمی و کنش مردم

11 ساعت قبل
3 دقیقه
سانسور زبانی، تقابل قدرت رسمی و کنش مردم

سانسور را می‌توان یکی از شیوه‌های اعمال قدرت بر جریان اطلاعات، اندیشه و بیان دانست. چنان‌که در فرهنگ‌های پارسی آمده، سانسور به‌معنای تفتیش، نظارت و کنترل محتوای آثار و محصولات فکری، فرهنگی و رسانه‌ای، از جمله کتاب، مطبوعات، فیلم، نمایشنامه و دیگر اشکال بیان است. این فرایند معمولاً با هدف جلوگیری از انتشار، عرضه یا دسترسی به مطالبی صورت می‌گیرد که از دید نهاد یا قدرت ناظر نامطلوب یا مغایر با سیاست‌ها و منافع آن تشخیص داده می‌شود. از این نگاه، سانسور افزون بر آن‌که یک متن یا اثر را از گردش خارج می‌کند، نوعی مداخله در مسیر تولید، انتقال و دریافت معنی نیز تلقی می‌گردد؛ یعنی قدرت می‌کوشد تعیین کند چه چیزی در عرصه‌ی عمومی مجال ظهور و بروز داشته باشد یا نداشته باشد.
کتاب از دیرباز یکی از مهم‌ترین موضوعات این مداخله بوده است. حکومت‌ها و نهادهای قدرت با جلوگیری از چاپ، نشر، توزیع یا ورود برخی آثار، کوشیده‌اند دست‌رسی جامعه را به اندیشه‌ها و دیدگاه‌های خاص محدود کنند. در گذشته، وابستگی کتاب به نسخه‌های چاپی و مسیرهای فیزیکی، اعمال چنین محدودیت‌هایی را آسان‌تر می‌کرد. کنترل مرزها، بازرسی محموله‌ها و نظارت بر چاپخانه‌ها، کتاب‌فروشی‌ها و کتابخانه‌ها می‌توانست گردش یک اثر را تا حد زیادی مختل کند. با وجود این، کتاب تنها یک شئ مادی نیست؛ بلکه وسیله‌ای برای ثبت و انتقال دانش، تجربه، حافظه و اندیشه است و به همین دلیل، محدودکردن نسخه‌ی مادی آن الزاماً به‌معنای از میان رفتن محتوای فکری آن نیست.
این مسأله در عصر دیجیتال آشکارتر شده است. کتاب دیگر ناگزیر به شکل نسخه‌ی چاپی جابه‌جا نمی‌شود بلکه می‌تواند در قالب فایل، تصویر یا نسخه‌ی الکترونیکی در زمانی کوتاه میان مخاطبان مختلف گردش کند. در نتیجه، کنترل فیزیکی یک اثر لزوماً کنترل کامل محتوای آن را در پی ندارد. فناوری، امکان تکثیر و انتقال اطلاعات را گسترش داده و میان «محدودسازی دسترسی» و «حذف اندیشه» فاصله‌ ایجاد کرده است.
اما اهمیت این بحث زمانی بیش‌تر می‌شود که از کتاب به زبان برسیم. کتاب یکی از ابزارهای انتقال اندیشه است و زبان نظامی است که اندیشه در قالب آن نام‌گذاری، بیان و منتقل می‌شود. بنابراین، اگر سانسور کتاب را مداخله در گردش اندیشه بدانیم، محدودکردن زبان نیز می‌تواند مداخله در یکی از بنیادی‌ترین ابزارهای شکل‌گیری و انتقال معنی تلقی شود. تفاوت در این است که در سانسور کتاب، معمولاً یک متن یا اثر مشخص هدف قرار می‌گیرد، درحالی‌که در مداخله‌ی زبانی، خودِ واژه‌ها و صورت‌های بیان، موضوع محدودیت قرار می‌گیرند.
باید دانست که واژه‌ها نیز مانند کتاب‌ها حامل معنی و حافظه‌ی فرهنگی‌اند. هر واژه در فرایند کاربرد اجتماعی، با تجربه‌های تاریخی، ادبی و روزمره‌ی گویشوران پیوند می‌خورد. ازاین‌رو، تلاش برای کنارگذاشتن یک واژه‌ از زبان رسمی، تنها تغییر در یک سند یا تابلو نیست؛ بلکه می‌تواند بر نحوه‌ی بازنمایی زبان و فرهنگ در عرصه‌ی عمومی اثر بگذارد. بااین‌حال، باید میان زبان رسمی و زبان اجتماعی تمایز گذاشت. نهادهای رسمی می‌توانند تعیین کنند که چه واژه‌هایی در مکاتبات اداری، رسانه‌های دولتی یا تابلوهای عمومی به کار روند؛ اما زبان جامعه در حوزه‌ای بسیار گسترده‌تر شکل می‌گیرد.
برای نمونه، تلاش برای حذف یا ممنوع‌کردن برخی واژه‌های رایج پارسی، مانند «دانشگاه»، «ویژه»، «بانو» و «…»، در کاربرد رسمی، ممکن است در قالب اداری با محدودیت کاربرد روبه‌رو گردد؛ اما واژه‌ای که در گفتار روزمره، ادبیات، شعر، نوشته‌های شخصی یا فضای مجازی همچنان به‌کار می‌رود، از حیات اجتماعی خود برخوردار است. چنان‌که دیده می‌شود جریان کاربرد این واژه‌ها و دیگر واژه‌های پارسی در فضای غیررسمی همچنان به زندگی خود ادامه می‌دهند و چه بسا که در کنش مردم تلاش می‌شود که این کاربرد برجسته‌تر از قبل باشد.
با این بیان، در این‌جا پیوند میان سانسور کتاب و زبان روشن می‌شود، هر دو نشان می‌دهند که قدرت رسمی می‌تواند بر مسیرهای رسمی تولید و توزیع معنی اثر بگذارد؛ اما زبان و اندیشه در ساختارهای رسمی خلاصه نمی‌شوند. کتاب می‌تواند از قفسه‌ی رسمی حذف شود، بی‌آن‌که محتوای آن لزوماً از گردش فکری جامعه خارج گردد؛ همان‌گونه که واژه‌ای می‌تواند از یک سند دولتی کنار گذاشته شود، بی‌آن‌که از گفتار مردم ناپدید گردد. بنابراین، هرگونه تلاش برای سانسور اندیشه و زبان در روزگار حاضر بی‌اثر و بیهوده به‌نظر می‌رسد و مانع جدی در راه رسیدن اندیشه به مخاطبان تلقی نمی‌گردد.

آدرس کوتاه : www.parsibaan.com/?p=3262


مطالب مشابه
پاژن

پاژن

11 اسد 1405