تأثیر پذیری علی‌شیر نوایی از ادبیات فارسی

26 ثور 1405
13 دقیقه
تأثیر پذیری علی‌شیر نوایی از ادبیات فارسی

احمد حسینی مروی، نوایی‌شناس و مترجم زبان‌های عربی و ترکی جغتایی

چکیده
این مقاله با هدف بررسی میزان تأثیرپذیری علی‌شیر نوایی از ادبیات فارسی و بازتاب آن در شکل‌گیری چارچوب فکری و هنری آثار وی نگاشته شده است. در این پژوهش، جلوه‌های این تأثیر در زبان و بیان، ساختار و وزن اشعار، و نیز در تعبیرات و اشارات ادبی نوایی، با تکیه بر نمونه‌هایی از خمسه و دیوان فانی بررسی می‌شود. نوایی، در سرودنِ خمسه و برخی دیگر از آثار خود، از سبک و اسلوب شاعرانی چون نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و نورالدین عبدالرحمان جامی الهام گرفته و بخشی از غزل‌های فارسی‌اش را نیز به تأثیر از حافظ شیرازی سروده است. برای نشان‌دادن این پیوند ادبی، نمونه‌هایی از ابیات نوایی در کنار اشعار شاعران فارسی‌زبان مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که علی‌شیر نوایی نه‌تنها از ادبیات فارسی تأثیر پذیرفته، بلکه با بهره‌گیری از سنت‌های زبانی و هنری شاعران فارسی‌، توانسته است پلی میان دو حوزۀ زبانی فارسی و ترکی پدید آورد و بر غنای ادبیات هردو زبان بیفزاید.

کلمات کلیدی
ادبیات فارسی، ادبیات جغتایی، نوایی، آثار، تأثیرپذیری

درآمد
وضعیت ادبیات جغتایی تا روزگار علی‌شیر نوایی
بر پایهٔ منابع تاریخی، آشنایی قوم اویغور با خواندن و نوشتن به روزگار نزدیک محدود نمی‌شود؛ بلکه تاریخ زبان و نوشتار آنان به شاخه‌ای بزرگ از زبان‌های کهن بازمی‌گردد که دست‌کم دو قرن پیش از میلاد رواج داشته است. در آن دوران، قوم اویغور با زبان ویژهٔ خود سخن می‌گفته و با رسم‌الخط خاصی آشنا بوده‌اند. تا قرن پنجم میلادی نیز ادبیاتی پدید آورده بودند که از غنا و درخششی چشم‌گیر برخوردار بود. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که در آن دوره، منظومه‌ها و اشعار متعددی وجود داشته و وقایع‌نامه‌ها به‌صورت سالانه در دربار خان‌ها تدوین می‌شده است، هرچند از آثار ادبی کهن اویغورها امروزه چیزی در دست نیست.
کهن‌ترین اثر شناخته‌شدهٔ بازمانده از آن سنت، قوتادغوبیلیک، سرودهٔ یوسف خاص حاجب (۴۶۲ ه‍.ق) است که برای بُغراخان نوشته شد. این اثر به لهجهٔ ترکی اویغوری و با خط اویغوری نگارش یافته است. چهارسال پس از آن، در سال ۴۶۶ هجری، محمود کاشغری اثر بزرگ و ارزشمند خود، یعنی دیوان لغات‌الترک را تألیف کرد. این کتاب افزون بر ارزش لغوی، داده‌های مهمی در زمینهٔ زبان‌شناسی و مردم‌شناسی ترکان دارد و با هدف آموزش زبان ترکی به عرب‌زبانان، به زبان عربی نگاشته شد. بعدها ترجمه‌هایی از آن به ترکی و فارسی نیز فراهم آمد.
پس از این دو اثر بنیادین، باید از عتبةالحقایق یا هبةالحقایق، نوشتهٔ احمد یوکناکی (قرن ششم هجری / دوازدهم میلادی) یاد کرد که از برجسته‌ترین سروده‌های ترکی در حوزهٔ دینی و اخلاقی است. علی‌شیر نوایی در تذکرهٔ نسایم‌المحبّة من شمایم‌الفتوّة نیز از احمد یوکناکی با نام «ادیب احمد» یاد کرده و به بیان گوشه‌ای از مناقب او پرداخته است(نوایی، بی‌تا: ۱۴۸A ).
بر پایهٔ آثار برجای‌مانده و شواهد تاریخی، می‌توان گفت که ادبیات ترکی پیش از روزگار علی‌شیر نوایی، به‌ویژه در شاخهٔ اویغوری، از پشتوانه‌ای کهن و فرهنگی غنی برخوردار بوده است. این پیشینه، بستری مناسب برای شکل‌گیری و بالندگی ادبیات جغتایی فراهم آورد. نوایی بر پایهٔ همان میراث زبانی و فرهنگی، توانست زبان ترکی جغتایی را به مرحله‌ای نوین از بلوغ ادبی برساند و با بهره‌گیری از سنت‌های دیرینهٔ اویغوری و تأثیرپذیری از ادبیات فارسی، مکتبی تازه و تلفیقی، پدید آورد که جایگاه زبان ترکی را در عرصهٔ ادب و فرهنگ اسلامی استوار ساخت.
در مورد آسیای میانه نیز می‌توان گفت که کهن‌ترین اثر شناخته‌شدهٔ بر جای‌مانده از این حوزه، اثری تاریخی با عنوان قصهٔ ابومسلم است. این اثر رویدادهای زندگی ابومسلم خراسانی را در قالب داستانی تاریخی روایت می‌کند؛ همان شخصیتی که در سال ۱۳۲ هجری، خلافت عباسی را بنیان نهاد. پیشینهٔ این اثر که از فارسی به ترکی ترجمه شده، به حدود سال ۵۵۰ هجری بازمی‌گردد و دو نسخهٔ خطی از آن در موزهٔ بریتانیا نگهداری می‌شود (ابراهیمی، 1926: 84).
اثر دوم، منظومه‌ای است با عنوان یوسف و زلیخا که یک نسخهٔ آن در دِرسدن و نسخهٔ دیگر در برلین محفوظ است. این اثر از نظر زبان‌شناختی اهمیت دارد؛ زیرا ویژگی‌های مشترکی از ترکی جغتایی (که از اوایل قرن چهاردهم میلادی رواج یافت) و لهجه‌های ترکی جنوب‌غربی، از جمله سلجوقی، عثمانی و آذری را در خود گرد آورده است.
سومین اثر مهم از زبان ترکی آسیای میانه، کتاب قصص‌الانبیاء تألیف ناصرالدین ربغوزی است که در سال ۷۱۰ هجری نگاشته شد. این اثر را می‌توان نخستین متن برجای‌مانده از دوره‌ای دانست که در آن، زبان ترکی آسیای میانه به‌نام جغتایی شناخته شد و پایه‌های زبان ادبی این حوزه را استوار ساخت.
این آثار نشان می‌دهد که پیش از شکوفایی شعر و نثر در روزگار علی‌شیر نوایی، زبان ترکی در آسیای میانه به‌تدریج از مرحلهٔ ترجمه و روایت‌گری تاریخی به مرحلهٔ استقلال و آفرینش ادبی گام نهاده بود، و بدین‌گونه زمینهٔ پیدایش ادبیات منسجم جغتایی فراهم آمد.
بدین‌گونه باید گفت که بررسی سیر تاریخی ادبیات ترکی از دورهٔ اویغوری تا روزگار علی‌شیر نوایی نشان می‌دهد که این زبان طی قرن‌ها از تجربه‌های زبانی و ادبی گوناگون برخوردار بوده است. تداوم این جریان در آثار نویسندگان و مترجمان آسیای میانه، زمینه‌ای فرهنگی و زبانی پدید آورد که در قرن نهم هجری با ظهور نوایی به اوج رسید و ادبیات جغتایی را به‌عنوان یکی از شاخه‌های درخشان ادب اسلامی تثبیت کرد.

سیر تحول و تأثیرپذیری زبان ترکی از زبان‌های عربی و فارسی
با گسترش اسلام، زبان عربی ترکان ساکن آن منطقه را زیر نفوذ گرفته بر زبان و گویش آنان نیز تأثیر گذاشته بود. از آغاز سدهٔ پنجم هجری ساحهٔ وسیعی از سرزمین های ترک زبان از فرهنگ اسلامی تأثیرپذیر شده بود. در آسیای میانه زبان عربی نقش زبان علمی و زبان فارسی نقش زبان ادبی را ایفا می‌کرد. از این نگاه بسیاری از روشن‌فکران و دانشمندان ترک به زبان خودشان نمی‌نوشتند و یا هم بسیار کم می‌نوشتند. وضعیت این زبان همانند وضعیت زبان فارسی در سده‌های نخستین دورهٔ اسلامی بود.
به باور بکر چوپان‌زاده، زبان ترکی در دورهٔ اسلامی چهار مدافع بزرگ داشته است:
1- محمود کاشغری، صاحب «دیوان اللغات الترک»،
2- شیخ عاشق پاشا، صاحب «غریب‌نامه»،
3- امیرعلی‌شیر نوایی، صاحب «محاکمه اللغتین»،
4- قدری برغموی، صاحب کتاب صرف ترکی به‌نام «مسیرة العلوم»(چوپان‌زاده، 1926: 74).
سیر زمانی و مکانی این آثار از دورهٔ عباسیان در ترکستان شرقی تا دورهٔ سلطان سلیمان قانونی در عثمانی نشان از یک حرکت تاریخی زبان ترکی از شرق به غرب دارد. این سیر هم از نظر ادبی و هم از نظر زبانی در بررسی تاریخ این زبان بسیار اهمیت دارد.
با این هم، تا زمان علی‌شیر نوایی شاعران و نویسندگانی در زبان ترکی جغتایی که بتوانند با زبان فارسی رقابت کنند، ظهور نکرده بود که خود نوایی نیز در محاکمة اللغتین به این نکته اشاره می‌کند: «در زمان هلاکوخان و تیمور گورکانی و فرزند خلفش شاهرخ میرزا شعرای ترکی گوی پیدا شدند و از اولاد و احفاد آن حضرت سلاطین خوش‌طبع به ظهور پیوست. سکاکی و حیدری خوارزمی و آتایی و مقیمی و امیری و گدایی از آن جمله اند. در میان آنان شاعری که بتواند با شاعران فارسی برابری کند پیدا نشد. جز مولانا لطفی که مطلعی چند دارد که شایستهٔ اهل طبع بتواند بود»(نوایی، 1327: 34).
نوایی که دوران زندگی‌اش با دورهٔ‌ طلایی ادبیات جغتایی برابر شده بود، هنگام مقایسهٔ ادیبان، شاعران و هنرمندان زبان خودش با ادیبان، شاعران و هنرمندان زبان فارسی این کمبود را به‌شدّت نکوهش کرده و یک نقیصه دانسته است. نوایی آرزو می‌کند که ای کاش نمونه‌های ادبی موجود در زبان فارسی در ادبیات جغتایی نیز می‌بود.
به تعبیری دیگر نوایی با این سخن می‌خواهد این را بگوید که در زمانی که زبان و ادبیات فارسی دوران باشکوه خود را سپری می‌کرد، زبان ترکی زمینهٔ کم‌تری برای بروز می‌یافت. هدف علی‌شیر نوایی از ادبیات فارسی رفتن به گذشته‌ها نیست؛ بلکه ایجاد ادبیاتی مانند ادبیات فارسی بوده است. ایجادکنندهٔ این ادبیات هرچه هم داهی و ماهر باشد با فرض این تقدیر خواه نخواه مقلد گفته می‌شود. اگرچه درجات تقلید متفاوت است. گونه‌هایی از تقلید هست که به گونهٔ اصلی/اورژینال ظهور می‌کند و در پوشش اصلی به میان می‌آید. همان‌گونه که آثار نوایی و فضولی هم از این گونه است. روح تأثیرپذیری نوایی هم از ادبیات فارسی در همین‌جاست(ابراهیمی، 1926: 87).
در حقیقت تأثیر سریع و نامحسوس معنویات زبان فارسی بر دیگر زبان‌ها از نقاط نظر جالب و شگفت‌آور است. مثلاً عرب‌ها و مغول‌ها مدت کوتاهی پس از تصرف ایران‌زمین، معنویات و هنر این سرزمین را ستایش می‌کردند. در رقابت با هنرمندان فسون‌کار چنین سرزمینی یک مسألهٔ مهم پیش روی نوایی می‌آمد. هرچه باشد او باید نیرومندانه بر ساحه‌ای وسیع که چهره‌های مشهوری در ادبیات و فنون مختلف داشت هم‌دوشی می‌کرد. نظر به برداشت و انطباع همان دوره بیگانه‌ماندن با کامل‌ترین و تأثیرگذارترین شاهکارهای ادبیات فارسی در آن عصر و دورماندن از چنین ادبیاتی برای نوایی که از نگاه فطری شخصیتی حساس و با هنر آشنایی داشت و خودش هنرآفرین بود ناممکن به نظر می‌رسید.
شاید همین هیجان بدیعی بود که نوایی را نوایی دیگری کرده، در ظهور هنر و توانایی‌های فطری وی تأثیرگذار بوده است.
از این رو علی‌شیر نوایی تنها یک نوایی نه بلکه برای ادبیات جغتایی سیمایی را تمثیل می‌کند که فردوسی طوسی، نظامی گنجوی، خسرو دهلوی، سعدی شیرازی، حافظ شیرازی، سنایی، جلال‌الدین محمد بلخی و … برای ادبیات فارسی تمثیل می‌کنند.

الگوگیری از آثار ادبی
تقلید و تتبع در آفرینش آثار ادبی در آن سده‌ها تا حدی به امری معمول و معتاد تبدیل شده بود. این تقلید و تتبع به‌ویژه در شعر قرن نهم هجری به دو صورت ظهور کرده بود: «نخست تقلید از سبک و شیوهٔ سخنگویی استادان مقدم و دوم جوابگویی یا استقبال از اشعار پیشینیان به همان وزن و قافیه‌ای که گفته شده بود»(صفا، 1364: ج4/ 178).
نوایی در تأثیرپذیری از شاعران و ادیبان پیش از خود به هردو شیوه روی آورده بود؛ هم پیروی از سبک و شیوهٔ پیشینیان و هم جوابگویی و نظیره‌سرایی. پس می‌توان گفت که نوایی با بهره‌بردن از طبع سرشارش این آرزو را نشانه گرفته، آثار بسیار زیبایی تقدیم کرد.
ادبیات فارسی تأثیر عمیقی بر سبک شعری و فکری علی‌شیر نوایی گذاشت، به‌ویژه از طریق غزلیات حافظ، سعدی و دیگر بزرگان ادب فارسی. اگرچه در همهٔ‌ این آثار تأثیر ادبیات فارسی دیده نمی‌شود؛ اما این تأثیرپذیری چنان‌که دیده می‌شود تنها یک تقلید خشک نیست؛ بلکه تتبع و نوشتن نظیره‌هاست. به این معنا که هر آن‌چه که او از ادبیات کلاسیک فارسی اخذ و اقتباس کرده بود همه به گونهٔ شایسته در شکل و مضمون اصلی ارائه شده است.

تأثیر پذیری از نظامی گنجوی، خسرو دهلوی، نورالدین عبدالرحمان جامی
از نقطه نظر مشابهت هر یک از آثاری را که نوایی با الهام از آثار فارسی به میان آورده، در یک مقایسۀ روش‌مند می‌توان با ذکر نمونه‌های اصل آن، نشان داد. البته در این‌جا به بارزترین نقاط مشابهتی در «حیرت‌الابرار نوایی» که به پیروی از «مخزن الاسرار نظامی» سروده شده اشاره می‌شود.

۱- جانب ترتیبی و تکنیکی
در هردو اثر پس از بسم الله، حمد، مناجات، نعت و … بیست مقاله می‌بینیم در این مقالات به موضوعات دینی و اخلاقی پرداخته شده است.

۲- شکل و وزن
شکل حیرت‌الابرار، بر طرز محصول ادبی زبان فارسی مثنوی است. نظامی گنجوی نخستین شاعری است که خمسه‌سرایی و خمسه‌نویسی را ابداع کرد. پس از نظامی و به تقلید از او، خمسه‌نویسی شروع شد و ادامه پیدا کرد. همان‌گونه که پیش از نظامی؛ فردوسی نیز با سرودن شاهنامه، مکتبی برای نوشتن منظومه‌های حماسی به میان آورد که در سده‌های پس از او نیز به تقلید از وی چند شاهنامه سروده شد. چنان‌که با تأثیر جادوگونهٔ شاهنامهٔ فردوسی، شاهنامه‌نویسی مرسوم شد با فسون جادوگرانهٔ خمسه نیز خمسه‌سرایی و خمسه‌نویسی مرسوم شد. از آن جمله می‌توان از امیر خسرو دهلوی نام برد که با موفقیت توانست خمسه‌ای به میان آورد. شخصیت دیگری که در زمینهٔ سرودن و نظم چنین آثاری موفقانه درخشید دوست، استاد و به تعبیر خود نوایی مخدومش، نورالدین عبدالرحمان جامی بود که تحفة‌الاحرار را سرود و با تقدیم آن به نوایی الهام‌بخش نوایی در سرودن حیرت‌الابرار شد. بدین‌گونه، نوایی به‌صورت عموم شکل خمسه و به‌ویژه شکل حیرت‌الابرار را برگزید.
از نگاه وزن هم حیرت‌الابرار با پیروی از سه شاهکار نام‌برده شده؛ یعنی مخزن‌الاسرار نظامی، مطلع‌الانوار امیرخسرو دهلوی و تحفة‌الاحرار جامی در بحر «سریع مطوی مکشوف» سروده شده است.

۳- تعبیرهای رمزی و اشارات
نظامی:
تختهٔ اول که الف نقش بست
بر در محجوبۀ احمد نشست
حلقهٔ حی را کالف اقلیم داد
طوق ز دال و کمر از میم داد
لاجرم او یافت از آن میم و دال
دایرهٔ دولت و خط کمال
بود درین گنبد فیروزه خشت
تازه ترنجی ز سرای بهشت
(نظامی گنجوی، ۱۳۳۴: 12)

نوایی:
سین بیله میمی یولیدا کوپ هموم
یولی هموم آنینگ ییلی سموم
میمی یلانینگ کمیدن اوت ساچیب
یول باشیدا یاتیبان آغزین آچیب
اوچ الف و لامی سالیب رستخیز
آلتی جهتدن چکیبان تیغ تیز
حی لار اوچی قتل ایشیدا تیز اولوب
رمح اوچی دیک هر بیری خونریز اولوب
رالاری کیم ظاهر اتیب اقتران
فاش اولوب آندین ضرر بیگمان (نوایی، ۱۳۶۹: ۳)

۴ـ زبان و عبارات به‌کار برده شده
چنان‌که دیده شد در این چند نمونه و هم‌چنین در دیگر اشعار و آثار نوایی کاربرد گستردهٔ واژگان عربی و فارسی، تعبیرات، اشارات و امثال، نشان‌دهندهٔ تأثیر نیرومند زبان و ادبیات فارسی است.

۵- افکار متشابه
الف) هستی، ازل و ابد
نظامی:
اول و آخر به وجود و حیات
هست‌کن و نیست‌کن کائنات؛
اول او، اول بی ابتداست
آخر او، آخر بی انتهاست (نظامی گنجوی، ۱۳۳۴: 3-4)
نوایی:
اول اوزونگ آخر و مابین اوزونگ
بارچه غه خالق باریغه عین اوزونگ
نی بولوب اولدا بدایت سینگا
نی کلیب آخردا نهایت سینگا (نوایی، ۱۳۶۹: ۳)

ب)عدالت
نظامی:
روز قیامت که شود داوری
عذر بیاور که چه عذر آوری (نظامی گنجوی، ۱۳۳۴: ۷۹)
نوایی:
ایستا سه تاپشور غانینی کردگار
فکر قیل اول دم که جوابینگ نه بار (نوایی، ۱۳۶۹: ۳۰)

ج) قلب
مطلع‌الانوار دهلوی:
چون تن آدم ز گل آراستند
خانهٔ جان بهر دل آراستند
آدمی آن است که در وی دل است
ور نه علف خانهٔ آب و گل است
دل نه همان قطرهٔ خون است و بس
کز خور و آشام ببر آرد نفس
دل اگر این مهره آب و گل است
خر هم از اقبال تو صاحبدل است
لیک دل آن شد که هوایی دروست
و ز طرفی بوی وفایی در اوست
زنده به جان خود همه حیوان بود
زنده به دل باش که عمران بود
غمزده به جان که غم‌اندوز نیست
سوخته به دل که در او سوز نیست (امیر خسرو دهلوی، 1362: 75)
نوایی
صبح ازل قیلدی چو دهقان صنع
آدم خاکی‌نی گلستان صنع
ایستی نسیمی بو گلستان ساری
سنبل و سرو و گل و ریحان ساری
کیم بو ریاحین غایتوشی فتوح
اویلا که تن گلشنه گیردی روح
ایرماس ایدی آندا غرض هیچ گل
غیر کونگول کیم غرض ایدی کونگول
ای که کونگول وصفی بیان ایله دینگ
سین بو کونگول نانی کمال ایله دینگ
گر بو دورور هر نیمه کیم جانی بار
جسمده بو غنچه صفت قانی بار (نوایی، ۱۳۶۹: ۱۸)
علی‌شیر نوایی خودش هم تأثیرپذیری‌اش از زبان فارسی و الهام‌گرفتن از نام‌آوران علم و ادب فارسی را انکار نکرده؛ بلکه به فضیلت و سبقت آنان اعتراف می‌کند. نوایی در مقدمهٔ حیرت‌الابرار با ذکر ابیات زیر هم‌چنین ابیات بسیار دیگری به توصیف نظامی گنجوی می‌پردازد:
خیل فصاحت باشینینگ افسری
گنج یقین افسری نینگ گوهری
کان فضیلت گهریغه امین
بحر بلاغت آرا درّ ثمین
گنجه وطن کونگلی آنی گنج خیز
خاطری گنجور تیلی گنج ریز
فکرت میزانی بولوب خمسه سنج
خمسه دیمه بلکه دیگیل پنج گنج
ناظم اولوب سوزدُر سیرابیغا
چرخ نظامی یازیب القابیغه
قدس سره نی معانی دور اول
روح قدس فیض نشانی دور اول (نوایی، ۱۳۶۹: ۱۲)

پس از آن با ذکر چند بیت دیگر امیر خسرو دهلوی را چنین یاد می‌کند:
نظمی سوادی آرا هر داستان
اُیلا که بیر کشور هندوستان
گنجه شهر گنج فسان پیرو اول
شه بو سوز اقلیم آرا خسرو اول
خسرو اولوب ملک ایتیب آباد هم
یلغوز خسرود دیما فرهاد هم
رنج تاغین قازماق آنینگ پیشه سی
تاغی آنینگ نظم و تیلی تیشه سی
عشق اوتی آتشگهی جانی آنینگ
تینگیز غم اشک روانی آنینگ
شمع کیبی بزم فروزنده اول
بزم فروزندهٔ سوزنده اول
اول بیژابان مخزن اسراریدن
بو یاروتوب مطلع انواریدن
مثنوی اسلوبی مسلم انگا
پیرو مانند بو بیر هم انگا (نوایی، ۱۳۶۹: ۱۲)
نوایی سپس با سرودن ابیات بلند و بالا و اختصاص یک بخش به نورالدین عبدالرحمان جامی به تعریف و توصیف وی پرداخته و یادآور شده که با خواندن تحفة‌الاحرار جامی هوس نظم حیرت‌الابرار در سرش افتاده است:
بزمدا هرگون یوزیدن نور ایدی
هر ساریدن نادره مذکور ایدی
توشتی چو رهرو بیله پیروغا سوز
ییتتی نظامی بیله خسروغه سوز
کیم نی صفت عالم آرا سالدی شین
ایکی سینینگ خامه سیدین خمستین
اوتتی چو القصه بیر آی، ایکی آی
بیر گون اولوب بخت خرد رهنمای
خدمتین ایتدیم چو تمنا ایدی
ایکیلیدا گوردوم نیچه اجزا ایدی
کولکو بیله قیلدی اشارت مینگا
تحفه بیله بردی بشارت مینگا
کیم آلیبان باشتین ایاغیغا باق
قیل نظر اوراقیغا باشتین ایاق
باشتین ایاغ گوهرشهوار ایدی
قایسی گهر تحفة الاحرار ایدی
چون اوقوماق زمزمه سی بولدی بس
کونگلوم آرا دغدغه سالدی هوس
کیم بو یول ایچره که آلا سالدی کام
بیر نیچه کام اولسا مینگا هم خرام
فارسی اولدی چو الارغا ادا
ترکی ایله قیلسام آنی ابتدا
فارسی ایل چو تاپتی خرسندلیق
ترکی داغی تاپسا برومندلیق
مین که طلب یولیدا قویدوم قدم
باردور امیدیم که چو توتسام قلم
یولداسا بو یولدا نظامی یولوم
قولداسا خسرو بیله جامی قولوم
نکته سرودیدا روا بولماغای
بو که نواییغا نوا بولماغای
سرو و گل لاله خریداری بار
لیک اوتون نیینگ داغی بازاری بار
بولسا الار عازم دشت عدم
مین هم اولای سایه کیبی همقدم
کهف فنا ایچره الار بولسا گُم
مین هم اولای رابعهم کلبهم (نوایی، ۱۳۶۹: ۱۳-۱۴)
میان مضامین و افکار حیرت‌الابرار و تحفة‌الاحرار هم می‌توان کم و بیش مشابهت‌هایی یافت.

از تحفة الاحرار در بارۀ فضیلت سخن:
پیشترین نفخهٔ باغ سخن
هست نسیم چمن‌آرای کن
صبح‌دم آن نفخه چو برخاسته است
خشک و تر این چمن آراسته است
زآن نفس اول قلم سرزده
سر زنیستان عدم بر زده
گرچه قلم داد سخن داده است
بی سخن او هم ز سخن زاده است
چون ز سخن زاد سخن بر گرفت
پرده از این راز کهن بر گرفت
هست سخن پرده‌کش رازها
زنده‌کن مردهٔ‌ آوازها (نورالدین عبدالرحمان جامی، 1304 ق: 29)

از حیرت الابرار در تعریف سخن:
سوز گهریغا ایرور آنچه شرف
کیم بولا آلماس آنگا گوهر صدف
تورت صدف گوهری نینگ دُرجی اول
یتی فلک اختری نینگ برجی اول
باغچهٔ دهر که یوز تازه گل
تابتی قیان کیم نظر ایتی کونگل
کتم عدم گلشنی ایچره نهفت
غنچه له‌ر ایردی یاریسی نا شکفت
چون بو نسیم ایستی ازل تاغیدین
مونچه گل آچیلدی جهان باغیدین
قایسی نسیم اول که ایرور گلفشان
بلکه گل نسترن آندین نشان
بو ایکی یافراغنی قچان ذوفنون
بیربیریکا قویسا بولور کاف و نون (نوایی، ۱۳۶۹: ۱۴)

تأثیر پذیری از حافظ شیرازی
همان‌گونه که اشاره شد نوایی در سرودن و ترتیب خمسه و دیگر دواوین و اشعار ترکی خود از شاعران و ادیبان زبان فارسی تأثیر پذیرفته و چنان‌که در تذکرۀ‌ مجالس‌النفایس و نسایم‌المحبة از شاعران و سخنوران فارسی‌زبان یاد کرده است، که این خود نشان‌دهندهٔ احترام و تأثیرپذیری او از ادبیات فارسی است. این تأثیرپذیری در سرودن اشعار فارسی و ترتیب دیوان فانی نیز به‌روشنی دیده می‌شود، طوری که بسیاری از غزل‌های خود را به تتبع و اقتفای حافظ شیرازی گفته است. نوایی از شیوهٔ سخن حافظ، به‌ویژه در غزل، متأثر بوده و اشعار خود را در قالب‌هایی همانند سروده است. جز نوایی شاعران دیگر ادبیات دیوانی ترک مانند شیخی، احمد پاشا، فضولی و دیگران از حافظ شیرازی تأثیر پذیرفته و بهره برده‌اند و شیفتگی خود را نسبت به او با تحسین غزل‌هایش، نوشتن نظیره‌ها، و استفاده از نحوهٔ بیان، آهنگ، وزن و قافیه‌اش نشان داده‌اند. نوایی در اشعار دیوان فارسی‌اش تخلص «فانی» را برگزید.
نوایی، بسیاری از غزل‌های خود را با پیروی از حافظ یا به عنوان نظیره بر اشعار او و یا با همان سبک او سروده و چگونگی این تأثیرپذیری را در محاکمة‌اللغتین چنین بیان کرده است:
«و به‌طرز خواجهٔ شیراز که جمیع سخنوران وی را مسلم دارند، دیوان غزلیات فارسی را بپرداختم که ابیات آن از شش هزار افزون است و بسیاری از آن‌ها به تتبع آن حضرت پرداخته شده است و بعضی نیز به طرز شیخ سعدی قدس سره، که الحق استاد طرز غزل است و بعضی از آن به اسلوب میرخسرو که شعلهٔ فروزان آتش عشق و اشکریز خانهٔ درد است و بعضی به‌طرز حضرت مخدومی که مهر لامع اوج کمال و جامع حالات عزیزان مذکور است، و دیوان اشعار وی موافق طبع ابنای روزگار می‌باشد گفته شده است»(نوایی، 1327: 31-32).
از دیوان حافظ در بارهٔ رازها، زیبایی‌ها و سختی‌های راه عشق
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک‌باران ساحل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش، چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها
به می سجّاده رنگین کن گرت پیر مُغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل‌ها
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ
مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها (حافظ، 13۶7: ۳۳).

از دیوان فانی در همان مضمون
تتبع خواجه حافظ
رُمُوزُ العِشْقِ کانَت مُشکِلاً بِالْکأسِ حَلِّلْهَا
که آن یاقوت محلولت نماید حل مشکل‌ها
سوی دیر مغان بخرام تا بینی دوصد محفل
سراسر ز آفتاب می فروزان شمع محفل‌ها
دل و می هردو روشن شد نمی‌دانم که تاب می
زد آتش‌ها به دل یا تاب می شد ز آتش دل‌ها
به مقصد گرچه ره دورست اگر آتش رسد از عشق
چون برق‌آسا توان کردن به گامی قطع منزل‌ها
من و بی‌حاصلی کاز علم و زهدم آنچه حاصل شد
یکایک در سر معشوق و می شد جمله حاصل‌ها
بود چون ابر سیر ناقهٔ لیلی که در وادی
فغان از چاک دل مجنون کشد نی زنگ محمل‌ها
چو در دشت فنا منزل کنی یک روز ای فانی
ز من آن جانفزا اطلال را فَابْجِدْوَقَتّلْها (نوایی، ۱۳۴۲: ۲)

نتیجه گیری
در ادبیات قدیم، پیروی کردن شاعران بزرگ، توجه نشان دادن به شعرشان و نوشتن پاسخ و تتبع و تقلید شعری از آن‌ها رسم جاافتاده‌ای بوده است. در دوره‌های مختلف، پس از ظهور یک شاعر خوب، شاعران پس از وی برای بهره‌گیری از شعر او، از سبک و روش اشعار او الگو گرفته و اشعار خود را با وزن، قافیه و ردیف او هماهنگ ساخته‌اند. توجه به شعر شاعران بزرگ، نشان دادن تأثیر آن‌ها، نمایش مهارت و خلّاقیت شخصی خود در شعر، از جمله اهداف این کار بوده است.
علی‌شیر نوایی در کتاب «محاکمه اللغتین» از شاعرانی که او از آنان تأثیرپذیرفته بودبه‌ویژهامیر خسرو دهلوی،سعدی شیرازی، حافظ شیرازی، سلمان، انوری و ملا جامی یاد کرده و گفته است که دیوان فارسی (دیوان فانی) او به سبک حافظ شیرازی است. از دیوان او پیداست که نوایی بیشتر از همه متأثر ازحافظ بوده است، برای او نظیره‌سرایی کرده و به تتبع از سبک او غزل‌هایینوشته است.
به غزل‌هایی که نوایی تحت تأثیر شاعران ادبیات فارسی به سبک آنان نوشته «تتبع» گفته می‌شود، از نظر قافیه و ردیف با غزل‌های این شاعران مطابقت دارند. از لحاظ وزن نیز هماهنگی وجود دارد و با همان بحر نوشته شده‌اند.
علی‌شیر نوایی با سرودن اشعارش در سبک شاعران بزرگ ادبیات فارسی میزان تأثرش از این شاعران، همچنین توانایی خودش را در بهره بردن از الگوهای دیگرشاعران و میزان احترامش را به آنان نشان دادهاست.
نوایی کسی بوده که ادبیات جغتایی را جان بخشیده و در شکوهمند شدن هرچه بیشتر آن تلاش فراوان کرد است به گونه ای که می‌توان گفت ادبیات جغتایی یعنی نوایی و نوایی یعنی ادبیات جغتایی. از آنجا که نوایی و ادبیات جغتایی بر دیگر شاخه‌های زبان و ادبیات ترکی و ادیبان و شاعران ترک پیرو این شاخه ‌ها تأثیر گذار بوده است؛ می‌توان گفت که تأثیر ادبیات فارسی بر نوایی بر این شاخه‌ها نیز بی تأثیر نبوده است.

منابع
ابراهیمی، میرزا محسن. (۱۹۲۶م). مجموعهٔ مقالات ارائه شده در نخستین گردهمایی ترکولوژی، باکو:آذر نشر.
نوایی، علی‌شیر. (۱۳۶۹). خمسه، به کوشش عبدالغفار بیانی، کابل: آکادمی علوم جمهوری افغانستان.
چوپان‌زاده، بکر. (1926). مجموعه مقالات ارائه شده در نخستین گردهمایی ترکولوژی، باکو: آذرنشر.
صفا، ذبیح اللّٰه. (۱۳۶۴). تاریخ ادبیات در ایران، ج4/ چاپ اول، تهران: فردوسی.
نوایی، علی‌شیر. (1342). دیوان فانی، به کوشش رکن الدین همایون فرخ، تهران: کتابخانهٔ ابن سینا.
نوایی، علی‌شیر. (۱۳۲۷). محاکمة اللغتین. ترجمۀ تورخان گنجه‌ای. چاپ اول، تهران: چاپخانهٔ فردوسی.
نوایی، علی‌شیر. کلیات آثار علی‌شیر نوایی نسخهٔ خطی ۴۰۵۶ فاتح.
حافظ شیرازی، شمس‌الدّین محمّد بن بهاءالدّین. (۱۳۶۷) دیوان حافظ، تصحیح حسین الهی قمشه ای، چاپ اول، تهران: انتشارات سروش.
نظامی گنجوی، جمال‌الدین ابومحمّد الیاس بن یوسف. (۱۳۳۴) مخزن الاسرار، تصحیح وحید دستگردی، چاپ سوم، تهران: چاپ شرق.
دهلوی، امیر خسرو. (۱۳۶۲). خمسه، تصحیح امیر احمد اشرفی، چاپ اول، تهران: انتشارات شقایق.
جامی، نورالدین عبدالرحمان.(۱۳۰۴ ق). تحفة الاحرار، با شرح و حواشی محمد رضا، لاهور: مطبعهٔ محمدی.

آدرس کوتاه : www.parsibaan.com/?p=3109


مطالب مشابه
پاژن

پاژن

13 ثور 1405
یک بیگانه

یک بیگانه

9 ثور 1405