سرایه

گلبرگ‌های سرخ انار

12 حمل 1403
نویسنده: شیما قاضی‌زاده   انتهای چمن سرسبز و وسیع، پشت به دیواربلند کاه‌گلی خانه‌ی متروک همسایه، یگانه جایی بود که نسبت به تمام قسمت‌های خانه‌ی کلان پدری،  برای من بوی آرامش می‌داد؛ دور ...
بیشتر بخوانید

داستان یک داستان

23 حوت 1402
نویسنده: سیامک هروی   تیلفون زنگ می‌زند. گوشی را بر می‌دارم و بلی می‌گویم. کسی از آن‌‌طرف می‌گوید: «من هستم، نادر». می‌پرسم: «نادر! کدام نادر؟». شکوه‌کنان می‌گوید: «همان ن...
بیشتر بخوانید

بود و نبود

9 حوت 1402
نگارنده: سیامک هروی   تو می‌آیی و در زیر چوکات دروازه می‌ایستی. دامنت را باد می‌شوراند و اتاق تاریک و روشن می‌شود. می‌پرسی: «خاله زلیخا! سبحان چطور است؟». می‌گوید: «ناخوشی که اس...
بیشتر بخوانید

به مناسبت دوم حوت/اسفند، روز زبان مادری

2 حوت 1402
چنان زده به تیشه‌یی، درخت هویت مرا که خشک کرده‌است ریشه‌ی حقیقت مرا منی که صاحب نشانی و نشانه بوده‌ام منی که وارث زمینه و زمانه بوده‌ام کنون به‌نام من که خشم و خون و دود جاری است بخو...
بیشتر بخوانید

ستواری که دود شد

25 دلو 1402
نگارنده: سیامک هروی   پری را در یکی از شب‌های چله دید. شب سردی بود و زمین و زمان را یخ زده بود و روشنی ماه بر کوه و کمر می‌خلید و دیوارهای گلی را می‎تاساند که چشم موسی به پری افتاد و دلش...
بیشتر بخوانید

منتقد شناسی

23 دلو 1402
نگارنده: احسان سلام   ارزیابی‌هایی که از جانب «سازمان منتقدان بی‌مرز» انجام شده‌اند، نشان می‌دهد که بیش‌ترین منتقدان نظام شمسی و به‌ویژه کره‌ی زمین، در افغانستان (حقیقی و مجازی) تولید و ...
بیشتر بخوانید

گناه

14 دلو 1402
نگارنده: شهاب تاجیک شروع شد با یک حس، بزرگ شد با حواس، پایان یافت با مرگ حواس … بار دیگر به‌خاطر انجام کاری به روی زمین آمدم، با موجودات و گناهانی تکراری، در تکاپو به‌دنبال آرامش، ولی غافل از ر...
بیشتر بخوانید

حسرت

11 دلو 1402
نویسنده: سیامک هروی   تو نارسیده به پل می‌ایستی و به آن‌طرف رودخانه نگاه می‌کنی. در آن‌طرف پیاده‌روی است و بعد خیابان و بعد یک رسته درخت کاج و در آن‌سوی درخت‌های کاج، یک ردیف خانه. در خا...
بیشتر بخوانید

مریم

5 دلو 1402
نگارنده: سیامک هروی   مریم دستمال سبز چهارخانه‌ای زیر گلو بسته بود، دست‌هایش را بر زانوها حلقه کرده بود و با گذاشتن سر بر روی آن‌ها، به دستان پدر که سبد می‎بافت، نگاه می‌کرد. پدر بعد از ...
بیشتر بخوانید

سایه‌ی‌ لرزان

27 جدی 1402
نگارنده: سیامک هروی   در یک شب گرم تابستانی که روستای «جغاره» در زیر نور مهتاب  لم داده بود و در آسمان زلال ستاره می‌شمرد و گوش به نغمه‌خوانی قورباغه‌های شالی‌زارها سپرده بود، امیر با صد...
بیشتر بخوانید