هرات، شهری با پیشینۀ درخشان و ریشهدار در قلب تمدن خراسانی، همواره بستر بالندگیِ بزرگترین استعدادهای هنری در تاریخ این سرزمین بوده است. این شهر، نهتنها زادگاه و پرورشگاه نگارگران بزرگی چون استاد کمالالدین بهزاد بوده، بلکه در شاعری، خوشنویسی، معماری و کتابآرایی نیز بهعنوان یکی از کانونهای باارزش فرهنگ و هنر پارسی شناخته شده است. فضای فرهنگی پویا، حمایتهای تاریخیِ حاکمان هنرپرور و پیوند ژرف این شهر با سنتهای عرفانی و ادبی، هرات را به مکتبی زنده و الهامبخش بدل کرده است؛ شهری که اصالت هنریاش در گذر سدهها نهتنها کمرنگ نشده، بلکه همچنان بر دامنۀ تأثیرگذاری آن افزوده و جایگاه آن را بهعنوان یکی از مهمترین مراکز آفرینش هنری در جهان پارسیزبان استوار ساخته است.
کمالالدین بهزاد هروی، نگارگر برجستۀ سدۀ نهم و دهم هجری، از درخشندهترین چهرههای هنر نگارگری در جهان است؛ هنرمندی که نهتنها بنیادهای نگارگری پارسی را به اوج رساند؛ بلکه مسیر آن را برای قرنها تعیین کرد. او در هرات، دل خراسان، پرورش یافت و در مکتبی رشد کرد که شاعران، عارفان، دانشمندان و هنرمندان در آن همنفس بودند. بهزاد از دل چنین فضایی سر برآورد و با نبوغ کمنظیرش، نگارگری را به هنری پویا، زنده، روان و عمیق بدل کرد؛ هنری که بعدها بر مکاتب بزرگ و خرد، از بخارا و سمرقند گرفته تا قزوین و تبریز و اصفهان و هند و ترکیه تأثیری پایدار گذاشت.
بهزاد با تواناییهای شگفت خود در درک تناسبهای دیداری، ترکیببندیهای پیچیده و ظرافتهای خاص، در تاریخ نگارگری نقطۀ عطفی آفرید. او نخستین کسی بود که توانست میان واقعنمایی و خیالپردازی تعادلی هنرمندانه ایجاد کند؛ جهان آثارش نه کاملاً واقعمحور و نه سراسر خیالآلود است؛ بلکه فضایی است هنرمندانه که انسان، طبیعت، معماری و رنگ در آن بههم میآمیزند و جهانی هماهنگ میسازند. یکی از ویژگیهای بنیادین مکتب او، «انسانمحوری» است. شخصیتهای انسانی در نگارههایش نه پیکرههایی بیجان، بلکه موجوداتی زنده، اندیشنده و پرتحرکاند که حالات روانی آنان با دقتی شگرف تصویر شده است. همین مهارت سبب شد تا بسیاری او را «نقاش روان انسان» بنامند.
بهزاد در هرات، در محیطی میزیست که دانش و هنر حامیانی چون سلطانحسین بایقرا و امیرعلیشیر نوایی داشت و حضور مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی، شاعر و عارف نامدار، محور بسیاری از جریانهای فکری و هنری آن روزگار بود. بهزاد از نزدیک با محافل عرفانی و ادبیای که جامی در آن نقش اصلی را داشت، آشنا بود و همین آشنایی در شکلگیری جهان معنوی نگارههای او نقشی عمیق ایفا کرد. آثار بهزاد مملو از روح عرفانی، هماهنگی درونی، آرامش ملکوتی و معانی ورای ظاهر است؛ عناصری که بیتردید از فضای فکری جامی و ادبیات عارفانۀ او سرچشمه گرفته است. در نگارههای بهزاد، ترکیب رنگها، حرکتهای نرم پیکرهها، معماریهای خیالانگیز و فضاهای قدسی، همگی بازتابی از همان جهان معنویاند که جامی در اشعارش میپروراند. بنابراین ارتباط میان بهزاد و اندیشۀ جامی یک پیوند سطحی یا صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه تأثیری جوهری است که در باطن بسیاری از آثار او تبلور یافته است.
بهزاد در واقع به نگارگری پارسی «زبان بصری تازه»ای بخشید: زبانی که بر دقت چشم، ظرافت روح، شناخت لطایف انسان و ادراک شاعرانه از جهان استوار است. همین زبان تازه بود که توانست در دورههای بعدی راه را برای هنرمندانی چون رضا عباسی و دیگر نگارگران بزرگ بگشاید. اگر مکتب هرات بهعنوان یکی از باشکوهترین دورههای هنر اسلامی و مشرقزمین شناخته میشود، بیشک نقش محوری آن از آنِ بهزاد است. او نه صرفاً یک نگارگر چیرهدست، بلکه بنیانگذار نگرشی نوین در هنر نگارگری پارسی است؛ نگرشی که از عرفان، ادب، تجربۀ زیسته و نبوغ فطری او سرچشمه گرفت و توانست تا سدهها بر مکاتب گوناگون اثر بگذارد.
ثبت «سبک نگارگری بهزاد» در فهرست میراث جهانی یونسکو خبری مسرّتبخش و افتخاری بزرگ برای همۀ پارسیزبانان است؛ سبکی که ریشه در نبوغ یک هنرمند هراتی دارد و قرنهاست الهامبخش مکاتب هنری گسترده در منطقه و فراتر از آن بوده است. این رویداد فرخنده نهتنها ارجگزاری دوبارۀ جهان به مقام والای کمالالدین بهزاد است، بلکه پاسداشت مشترک فرهنگ و هنر مردمانی است که در گسترۀ زبان و تمدن پارسی میزیند. این دستاورد ارزشمند، به همۀ دوستداران فرهنگ و هنر پارسی، خجسته باد.
آدرس کوتاه : www.parsibaan.com/?p=2991