گزارش شده که این پناهجویان در خانهای بدون غذا در بازداشت قاچاقچیان نگهداری میشدند. چهار کودک زیر چهار سال از جمله یک نوزاد ۲ماهه نیز در میان نجاتیافتگان هستند
هر بازيی، از جدّی بيرون آمده است!
بهاءالدّين ولد
بازیی نو
...و شيخ ـ قَدَّسَاللَّهُ سِرُّه ـ گفت: آن بيوهزن را، سه فرزند خُردسال بودند. پسران دوگانهگیاش، هفتساله بودند و دخترکش، ششساله بود. هر روز، همينکه خورشيد دميدی، بيوهزن کيسهيی به آنان دادی و هر سه کودک را فرستادی که ا...
سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار و مشهور به استاد شهریار از شاعران نامآشنای معاصر زبان پارسی و ترکی است. او در سال 1285 در تبریز زاده شد و در سال 1367 در تهران دیده از جهان فروبست. استاد شهریار در قالبهای غزل، قصیده، مثنوی و دیگر انواع شعر پارسی صاحب اثر است؛ اما بیشتر از همه غزلهای پارسی و منظومهی حیدربابا سلام به زبان ترک...
اشاره
من، اين نبشتهها را داستايت مینامم. اين واژه را، از پنج حرف نخستِ داستان (داستا) و دو حرف پايانِ حکايت (يت) ساختهام.
پيش از اين، ديگران ـ چه در باخترزمين و چه در حوزة زبان فارسی درّیـ از اين واژهها ساختهاند؛ چون تخلاطره (تخيُّل+خ...
کتاب «زخمهای شکفته» سرودهی فردوس اعظم که با کوشش و ویراستاری اسماعیل لشکری در کابل توسط «گروه فرهنگی همزبانان» در سال ۱۴۰۱ به چاپ و نشر رسیده است، از سوی اکادمی کِلک زرین بهعنوان کتاب برتر سال تقدیر و برندهی «جایزه کِلک زرین شد».
اکادمی کلک زرین، یک نهاد ادبی آزاد و متشکل از نویسندگان افغانستان است که همهساله به شماری از آثار بر...
دکتر صاحبنظر مرادی
علّامه محمدسلیم طغرا (۱۲۷۲-۱۳۵۱ش.) که به گفتهی استاد واصف باختری غزالی دوران خود بود، زادهی خطهی مینویی و طربخیز راغ بدخشان است. همان «راگای» که «اوستا»ی آشو زردشت از آن در شمار شانزدهقطعه سرزمینهای آریانا ویجه نام برده است، و روزگاری جغرافیای مستقل و گهوارهی زایش «کوشانیان» و «یفتلیان» بوده و «ر...
نام کتاب: در ازدحام تنهایی
پدیدآور: عالمپور عالمی
ناشر: موسسهی نشراتی مادر
"در ازدحام تنهایی" عنوان نخستین مجموعهی شعری عالمپور عالمی است. این اثر در ۱۱۷ آمده است و ۵۴ سروده را در خود جا داده است. سرودهها در قالب غزل، چهار پاره، سپید و تک بیت میباشند.
سرودهها همه عاشقانهاند و شاعر با بینش و نگرش دردمندانهاش به بازت...
نوشته و نقاشی: سمیه غلامی
در یک عصر گرم تابستان، سارا به خانه دوستش راحیل رفته بود. راحیل کتاب جدیدی بهنام دختر خرگوشی میخواند. سارا از عکس روی جلد این کتاب بسیار خوشش آمده بود و از راحیل خواست تا آن کتاب را به او امانت دهد، اما راحیل گفت که هنوز خواندن آن کتاب را به پایان نرسانده، ولی سارا همچنان اصرار میکرد. راحیل با...
فریبا صدیقی
یاد پدر و نوشتن او
از نفس کم نیست گر پیغام گردی میرسد
ورنه ما زین دشت پیش از آمدنها رفتهایم
...پدر سالها بود داستان مینوشت؛ از دوران شاید نوجوانی. تحولات هفت ثور، تغییر روند کار و فرصت سفر به ولایات مختلف، یک تغییر کلی در شیوهی داستاننویسی پدر به وجود آورده بود. او که مسؤول مدیریت و بع...