بازخوانی مولانا فراتر از اسطوره

7 ساعت قبل
3 دقیقه
بازخوانی مولانا فراتر از اسطوره

نگاهی انتقادی به کتاب مولانا به‌روایتی دیگر اثر مصلح سلجوقی

◾️ سعید حقیقی، نویسنده و روزنامه نگار

مقدمه
مولانا جلال‌الدین بلخی از معدود چهره‌هایی است که هم‌زمان در قلمرو ادبیات، عرفان، دین و فرهنگ عامه حضوری پررنگ و گاه افراطی دارد. تقدس‌یافتگی این نام، در بسیاری از پژوهش‌ها به‌نوعی مصونیت انتقادی انجامیده است؛ چنان‌که مولانا اغلب نه به‌مثابه یک متفکر تاریخی، بلکه چون اسطوره‌ای فراتاریخی و یک‌دست دینی خوانده می‌شود. کتاب مولانا به روایتی دیگر نوشتهٔ مصلح سلجوقی، تلاشی آگاهانه برای شکستن این چارچوب تثبیت‌شده و بازگرداندن مولانا به میدان خوانش انتقادی است.

طرح مسأله و رویکرد کتاب
نویسنده از همان آغاز موضع خود را روشن می‌کند: مسألهٔ اصلی نه ستایش مولاناست و نه نفی او، بلکه فهم او از درون متن و در بستر تاریخی و فکری خودش. سلجوقی با نقد رویکردهای رایج، معتقد است بخش بزرگی از مولاناپژوهی معاصر گرفتار «یار شدن از ظن خود» شده است؛ یعنی تحمیل باورهای دینی، عرفانی یا ایدئولوژیک پژوهش‌گر بر متن مولانا.
از این منظر، کتاب در تقابل با خوانش‌های یک‌بعدی قرار می‌گیرد و بر چندلایگی، سیّالیت و گریزناپذیری اندیشهٔ مولانا از طبقه‌بندی‌های سخت تأکید می‌کند؛ نگاهی که با استناد به دیدگاه‌هایی چون نظر شفیعی کدکنی دربارهٔ مثنوی به‌عنوان متنی زنده و ناتمام، تقویت می‌شود.

مثنوی: متنی سیّال، نه نظامی بسته
یکی از محورهای مهم کتاب، نقد نگاه نظام‌مند و دگماتیک به مثنوی معنوی است. سلجوقی مثنوی را نه «نظام فکری منسجم» و نه «تفسیر رسمی دین»، بلکه متنی در حال شدن می‌داند؛ متنی که در آن تناقض، گسست، شور، بازگشت و طغیان هم‌زمان حضور دارند.
در این خوانش، مثنوی نه کتاب پاسخ‌ها، بلکه صحنهٔ پرسش‌گری مداوم است. همین رویکرد باعث می‌شود که نویسنده از تقدیس بی‌چون‌وچرای مثنوی به‌عنوان «قرآن فارسی» فاصله بگیرد و آن را بیش‌تر به‌مثابۀ تجربه‌ای ادبی–عرفانی با منطق درونی خاص خود بررسی کند.

مولانا: از شریعت تا تجربهٔ انفجاری معنا
سلجوقی با تمایزگذاری میان «مولانای پیش از شمس» و «مولانای پس از شمس»، تحولی بنیادین در شخصیت و اندیشهٔ او ترسیم می‌کند. مولانا در این روایت، سال‌ها فقیه، مدرس و شریعت‌مدار است؛ اما دیدار با شمس تبریزی نقطهٔ گسست از این نظم پیشین و ورود به مرحله‌ای رادیکال‌تر از تجربهٔ معنوی است.
نکتهٔ مهم در تحلیل نویسنده آن است که این تحول به معنای «دین‌ستیزی» نیست، بلکه نشانهٔ عبور از دین نهادی به تجربهٔ شخصی و شهودی است. از همین‌جا، کتاب در برابر تصویر رایج از مولانا به‌عنوان صرفاً «مفسر دینی» موضع می‌گیرد و بر حضور پررنگ عناصر غیردینی، انسانی و حتی عصیان‌گر در شعر او تأکید می‌کند.

زبان دین، محتوای تازه
از نکات قابل توجه کتاب، تحلیل خلاقانهٔ زبان مولاناست. سلجوقی نشان می‌دهد که مولانا از واژگان و مفاهیم دینیِ رایج زمانهٔ خود استفاده می‌کند، اما آن‌ها را در ساختاری نو و معناهایی تازه به کار می‌گیرد. به تعبیر آنه‌ماریا شیمیل- که نویسنده به‌درستی به او ارجاع می‌دهد- مولانا را نمی‌توان به یک مکتب یا مفهوم فروکاست؛ او «احتمالاً چیزی از همهٔ این‌ها بوده است».
این نگاه، کتاب را از قطعیت‌های ساده‌انگارانه دور می‌کند و به آن انعطاف نظری می‌بخشد.

شعر به‌مثابه ابزار، نه هدف
یکی از دستاوردهای تحلیلی مهم کتاب، تأکید بر این نکته است که مولانا خود را پیش از آن‌که شاعر بداند، صاحب «فنی دیگر» می‌دانست. شعر برای او وسیله‌ای است برای بیان تجربه‌ای که در قالب نثر عقلانی نمی‌گنجد. این تحلیل، به‌خوبی با تأکید نویسنده بر سرایش اشعار مولانا در حالت شور، بی‌خودی و فوران درونی هماهنگ است و تصویر رمانتیک «شاعرِ آگاه و حسابگر» را به چالش می‌کشد.

بستر تاریخی: بلخ، قونیه و شکل‌گیری یک ذهن
بخش‌های مربوط به بلخ، مهاجرت خاندان مولانا، و جایگاه فرهنگی این شهر، از نقاط قوت کتاب است. سلجوقی با پرهیز از افسانه‌پردازی- از جمله دربارهٔ دیدار با عطار- می‌کوشد تصویری تاریخی‌تر و محتاطانه‌تر ارائه دهد. توصیف بلخ به‌عنوان کانونی علمی و فرهنگی، به فهم زمینه‌های شکل‌گیری ذهن مولانا کمک می‌کند و او را از خلأ تاریخی بیرون می‌آورد.
مولانا به‌روایتی دیگر کتابی است که بیش از آن‌که پاسخ بدهد، پرسش ایجاد می‌کند؛ و این دقیقاً نقطهٔ قوت آن است. اثر مصلح سلجوقی خواننده را از امنیت روایت‌های تثبیت‌شده بیرون می‌کشد و او را به مواجهه‌ای انتقادی، چندسویه و انسانی با مولانا دعوت می‌کند.
البته این رویکرد ممکن است برای خوانندگانی که به تصویر قدسی و بی‌چالش از مولانا خو گرفته‌اند، ناآشنا یا حتی آزاردهنده باشد؛ اما همین تنش، نشانهٔ زنده‌بودن متن و ضرورت چنین بازخوانی‌هایی است.
در مجموع، این کتاب را می‌توان تلاشی جدی برای بازگرداندن مولانا از مقام اسطوره به عرصهٔ اندیشه دانست؛ کوششی که نه در پی نفی است و نه در پی تقدیس، بلکه در جست‌وجوی فهم است.

آدرس کوتاه : www.parsibaan.com/?p=3073


مطالب مشابه
حماسه

حماسه

14 حوت 1404